به مردم در مورد اپیدمی چه بگویم؟!

کار من شبکه است. بخشی از ادبیات علم شبکه‌ مربوط به فرایندهای دینامیکی به روی گراف‌های پیچیده است. یعنی مثلا پخش بیماری یا شایعه در یک جامعه که افرادش در نظم نه‌چندان بدیهی با همدیگه ارتباط دارن رو مطالعه می‌کنیم. برای همین این‌ روزها خیلی دوست دارم که به مردم در مورد چیزهایی که در مورد این جور همه‌گیری‌ها می‌دونیم رو بگم. البته در کانال تلگرامی سیستم‌های پیچیده مطالب مختلفی فرستادیم. اما هنوز مطلبی که برای عموم مردم باشه نه تولید کردم و نه ارسال کردم. بعضی‌ها می‌پرسن چرا؟!

به نظرم وقتش رسیده که همه صادق باشیم با خودمون و به این فکر کنیم که «در عمل» چه اتفاقی می‌افته! اگر قرار باشه مقداری انرژی صرف تولید یک محتوا بشه، اون موقع کدوم محتوا بیشترین فایده رو برای «مردم» داره؟!

خب یک موقع دولت و کسایی که قدرت بزرگ‌مقیاس دارن و حاضر هستن شفاف کار کنند به دنبال راه چاره می‌گردن، بله اون موقع خوبه که اهل علم کمک کنند تا وضعیت بهتر کنترل بشه. اما اینکه کسی در مورد مدل‌های همه‌گیری بنویسه و صحبت کنه و برای مردم غیرمتخصص در مورد کم و کیف همه‌گیری‌های گذشته حرف بزنه، چه کمکی می‌کنه؟ یا بهتره بگم چقدر کمک می‌کنه به وضع موجود؟

این روزها محتوایی برای «مردم» خوبه که به آرامششون کمک بیشتری کنه تا هیجانی رفتار نکنند.

ایده اصلی مقابله با کرونا اینه که:

  • مردم تا جایی که ممکنه در خانه بمانند و خونسرد باشند. شمال نروند! مسجد و میخانه، حرم و دیر هم تعطیل!
  • اگر قرار است کسی بیرون برود، به شدت مراقبت و پیش‌گیری کند که خب پزشکان در این مورد به‌شدت صحبت کردند تاحالا.

حالا به این فکر کنیم که برای اینکه مردم در خانه بمانند چقدر زیرساخت داریم. اول اینکه باید تلاش کنیم که خیلی از ایده‌های دورکاری رو توسعه بدیم خیلی سریع. و البته از همه نظر. هم فنی و هم حقوقی؛ مثلا دانشگاه‌ها و مدارس یک‌بار تلاش کنند که زیرساخت‌های آموزش از راه دورشون رو درست حسابی تست کنند. از طرف دیگه تلاش بشه که کارفرماها حقوق و مزایا و بیمه کارکنانشون رو بدن. تلوزیون باید این مدت مثل دوران جنگ کمک کنه به توسعه آموزش از راه دور. اما چون همه می‌دونیم که تلوزیون دکان برنامه‌های کنکوره پس این کارو نمی‌کنه! به همین خاطر باید خودمون از طریق بقیه رسانه‌ها، این کارها رو به صورت خلاقانه انجام بدیم. تفریح‌های خونگی رو معرفی کنیم و تا جایی که میشه مردم رو متقاعد کنیم که در خونه موندن چقدر خوبه و چه فرصت‌هایی پیش رو دارن. رسانه‌ها مدام باید این ایده رو تبلیغ کنند که خب، توی خونه بمونیم و فلان کنیم و بیسار. تمام شاخای اینستا (فعالین فضای مجازی!) باید برنامه‌های «در خانه» درست کنند. مهم‌تر این‌که، کسی خونه بیکار نمونه! چون می‌افته توی دام محتواهای نامناسب تلگرام و ممکنه فقط استرس بیشتری بگیره. قبلا در مورد فرصت‌های آموزش آنلاین نوشتم، مردم فرصت دارن تا چیزهای جدید یاد بگیرن. البته اگه اینترنت اوضاعش بهتر بشه! با این وجود، شدنی هست.

خلاصه به نظرم وظیفه هر کسی که تواناییش رو داره اینه که کمک کنه زیرساخت خونه‌موندن و پیشگیری کردن فراهم بشه. کمک کنیم مردم نترسن. به جون هم نیفتن. غارت نکنن! بقیه کارها میشه دکان‌بازکردن‌های الکی!

یادمون نره که در هیچ جای دنیا، مردم در این بحران‌ها به هم دیگه رحم نمی‌کنند. این خوی آدمیزاده؛ تلاش برای بقا. خزعبلاتی هم که ژاپن رو نشون میده که مردم در صف هستن و کسی تقلایی نمی‌کنه که بهشون چیزی برسه کاملا کشکه! اگر مردم ژاپن در صف ایستادن، به این خاطره که مطمئن هستن که اگه این محموله تموم بشه، محموله بعدی به دستشون میرسه. مردم مطمئن هستن که چیزی گیرشون میاد! اگر کم‌کم مطمئن بشن که گیرشون نمیاد نه ژاپنی توی صف می‌مونه نه ایرانی و نه افریقایی یا امریکایی! به تصاویر فروشگاه‌های ایتالیا نگاه کنید. صف‌های طولانی خرید. خالی شدن سوپرمارکت‌های بزرگ! فیلم contagion روایت جالبی رو نشون میده از یک شرایط مشابه (فیلم مستند نیست، action thriller است!)

در شرایط بحرانی، مسئله فراتر از یک بیماری میشه، هر کسی که دوست داره کاری کنه باید بدونه که وظیفه انسانی ما کم کردن هیجان مردمه. هیجان بالا رو هیچ دولتی نمی‌تونه کنترل کنه! چه برسه به دولت ما!

راستش شخصا دولت رو چیز عجیب و غریب‌تری از مردم نمی‌دونم. چون اساسا توی فرهنگ ما «ایمنی» شوخیه! برای همین الان ترافیک به سمت شمال داره زیاد میشه یا قمی‌ها به شهرای دیگه دارن میرن! دولت میترسه شهری رو قرنطینه کنه چون می‌دونه مردم با شنیدن اسم قرنطینه فکر میکنن که قحطی در راهه و خیلی ساده ممکنه به بیمارستان‌ها حمله کنند حتی! (دولت ما عمری در ایجاد حس بی‌اعتمادی سرمایه‌گذاری کرده). برای همین اگه تنش‌هامونو بذاریم کنار و بدون خشم و عصبانیت نگاه کنیم می‌بینیم که دولت هم چندان راحت نمی‌تونه تصمیم‌گیری کنه در این شرایط. اونم در کشوری که هر چیزی صد تا متولی داره!

یادمان باشد بخشی از چیزهایی که به عنوان سوء مدیریت از آن‌ها نام می‌بریم، نتیجه سال‌ها تحریم است! تحریم گاهی به کمبود تجهیزات منجر می‌شود و گاهی به تصمیم‌گیری‌های نادرست. شکی در بی‌لیاقت بودن برخی مسئولین نیست، قبول! ولی بی‌انصافی است که نگوییم تحریم با ملت ایران چه کرد!

در آخر این که در مورد اظهار نظر برخی از مذهبی‌های ناآگاه این سکانس از مختارنامه رو باید بذارم:

۱ دیدگاه برای «به مردم در مورد اپیدمی چه بگویم؟!»

  1. “ولی بی‌انصافی است که نگوییم تحریم با ملت ایران چه کرد”
    چند شب پیش تلویزیون داشت یه برنامه راجع به کودکان ای بی (پروانه ای) نشون میداد که تحریم ها باعث شدند به تعدادیشون پانسمان و دارو نرسه و جونشون رو از دست بدن والا نمیدونم چی بگم فقط امیدوارم امام زمان به داد مردم دنیا برسه انسانیت داره فراموش میشه.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *